مير تقي الدين كاشاني
544
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
هركس به اعتقاد خود اكنون سخنور است * فكرش همينكه از همه در شعر بهتر است كو آنكه نظم بىبدلش قاف تا به قاف * مشهور كاينات چو خورشيد انور است كو نقشبند هفت كتاب جهانپسند * كآن هر كتاب زيب ده هفت كشور است كو نوحهساز مرثيهء شاه كربلا * كز وى هزار داغ به هر دل فزونتر است هر دل كه بود ز آتش حرمان كباب شد * تا او برفت خانهء دلها خراب شد [ 35 . ] مولانا كسرى نام اصلى وى محمد قاسم است و از جمله نبيرههاى مولانا اهلى « 1 » است . اگرچه خراسانى الاصل است و چون ظريفان و خوشطبعان آن ولايت زود به مردم مأنوس و مخصوص مىشود امّا زادهء كاشان است . و در اين آب و هوا برآمده و پرورش يافته ، در ابتداى ايّام صبا بعد از خروج از سنّ طفوليت ، از افق برج شاعرى طلوع كرد و به چنگ و ناخن سر تيز فكر و خيال ، نقب بر در و ديوار فطنت و طبيعتزده ابيات عاشقانه و اشعار شاعرانه از گنجينهء خاطر محبّت اثر بيرون داد ، و به تقويت فكر دوربين و مدد عشق محبوبان صبيح صاحب تمكين در عميم رموزات علم محبّت و مودّت راه برد ، قفل هر مشكلى كه بر در گنجينهء سخن با حسن و حرف عشق بود به كليد دمدمه و افسون محبّت گشاد . امّا « 2 » چون حالت قابليّت و موزونيت از جبينش لايح و ظاهر بود ، به اندك تربيت و سعيى در فنّ شاعرى و طور عاشقى ترقّى كلى نمود و گوى فصاحت و بلاغت در ميدان سخنورى از امثال و اقران خود درربود . امّا بعد از شهرت در وادى شاعرى و دانستن رسوم و روش عاشقى ، نزد محمّدى خان گرج ، كه درّ يكتاى صورت و گوهر بىهمتاى معنى بود و از شيرينى كلامش ، عيش بر عاشقان تلخ مىگشت و نمكدان لبش شور در دل محبّان زيادت مىكرد ، چنانچه مولاناى مشار اليه گفته : بيت آب گردد در دل كان ، لعل رمّانى ز شرم * نام ياقوت لبش گر در بدخشان بگذرد
--> ( 1 ) . دربارهء مولانا اهلى ترشيزى يا خراسانى ، ر . ك : اثر حاضر ، ص 197 . ( 2 ) . اصل : - امّا .